HOME PAGE  
صفحه نخست | ارتباط با ما | اضافه كردن به علاقمندي ها | خانگي سازي | ذخيره صفحه | لينك آر اس اس | طراح قالب عشق همه ی آدما دروغیه...اعتماد نکن به حرفای قشنگ و عاشقونه...اعتماد نکن به اونکه می گه منتظر می مونه... .:: مانی تنها ::.
موضوعات

(10) طنز
(66) آموزش ترفند رجیستري
(4) آموزش ترفند یاهو
(2) آموزش ترفند موبایل
(2) برنامه ياهو(هک وبوت و..
(1) آموزش ترفند کيبرد
(4) دانستنيها
(10) ورود دختر ممنوع
(5) ورود پسر ممنوع
(1) موزيک (رپ پاپ...)
(2) پسر و دختر
(14) بهترین کدهای جاوا
(1) روشهای بستن بندکفش
(25) فال متولدين ماه
(1) طالع بینی ایتالیایی
(1) طالع بينی ستاره شناسی
(1) طالع بینی شغل
(1) فال بوسه
(1) فال پرندگان
(1) فال شخصیت شناسی با اشکال هندسی
(1) فال فصل ها و رنگ ها
(1) فال گروه خونی و شخصیت
(2) فال میوه
(1) طالع بيني عدد تاريخ تولد
(1) فال بازی خیال
(1) فال درخت
(1) مرد ایده آل شما کیست؟
(1) شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟
(1) آموزش تایپ 10 انگشتی
(0) بهترين قالب هاي وبلاگ
(0) برنامه موبايل
(16) ايرانسل
(1) ابزار ياهو
(5) آرایش خانومها
(0) آموزش ورد آفيس
(0) آموزش اکسل
(22) آموزش فوتوشاپ
(3) آموزش اينترنت
(0) آموزش طراحی سايت
(0) آموزش متفرقه
(0) پست های انتقالی
(19) مطالب روزانه
(0) ضد ويروس ياهو
(1) ضد ويروس
(3) همراه اول
(0) قالب ميهن بلاگ
(0) قالب بلاگفا
(2) قالب ايران بلاگ
(2) ابزار کاربردي
(2) ابزار اينترنت
(0) ابزار گرافيک
(1) ابزار صوتی
(13) داستانک عاشقانه
(6) بازی جاوا
(7) روشهای زندگی بهتر
(15) عاشقانه
(1) نرم افزار سيمبیان
(3) بازي سيمبیان
(1) بازی گوشی شتاب سنج
(1) تست عشق. امتحان کنید
(1) اس ام اس ولنتاين
(1) آموزش ويندوز
(1) تحقيق دانشجويي
(1) فال عطسه
(1) آزمون هوش

 
لينک دوستان

 
لينک دوستان
 
خبرنامه
ارسال جديد ترين مطالب به ايميل شما
براي آگاهي از زمان به روز شدن وبلاگ عضو شويد

نام      :   
ایمیل  :

اضافه حذف

 
آمار بازديد

بازديد هاي امروز : 9
بازديد هاي ديروز : 18
بازديد هاي این ماه : 1015
كل بازديد ها : 103663
پست های ارسال شده : 292
ايجاد صفحه : 0.109375 ثانیه


بسم الله الرحمن الرحیم


پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به اين وبلاگ خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .

آزمون هوش::.:::.::مربوط به قسمت: آزمون هوش

 آزمون هوش

مسئله 1 - فرض کنيد راننده يک اتوبوس برقي هستيد. در ايستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس مي شوند، در ايستگاه دوم 3 نفر بيرون مي روند و پنج نفر وارد مي شوند. راننده چند سال دارد؟ 

مسئله 2 - پنج کلاغ روي درختي نشسته اند، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند. حال چه تعداد کلاغ روي درخت باقي مي ماند؟

مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حيوان به داخل کشتي موسي برده شد؟

مسئله 4 - شيب يک طرف پشت بام شيرواني شکلي، شصت درجه است و طرف ديگر 30 درجه است. خروسي روي اين پشت بام تخم گذاشته است. تخم به کدام سمت پرت مي شود؟

مسئله 5 - اين سوال حقوقي است. هواپيمايي از ايران به سمت ترکيه در حرکت است و در مرز اين دو سقوط مي کند، بازمانده ها را کجا دفن مي کنند؟

مسئله 6 - من دو سکه به شما مي دهم که مجموعش 30 تومان مي شود. اما يکي از آنها نبايد 25 توماني باشد. چطور؟

 

براي ديدن جواب ها به ادامه مطلب برويد.....

 

نوشته شده توسط: مانی تنها در سه شنبه، 18 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

لينک ثابت (نظر بدهید.) ادامه مطلب

فال عطسه::.:::.::مربوط به قسمت: فال عطسه

فال عطسه....

سلام دوستان عزیز امروز براتون فال عطسه رو آماده کردم..حتما بخونید این فال بهتون می گه عطسه کردن در روزهای مختلف و در ساعت های مختلف چه معنی می ده(به درخواست  دوستم مسعود)

 

 

فال عطسه

 

برای خواندن فال به اداوه بروید

نوشته شده توسط: مانی تنها در دوشنبه، 17 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

لينک ثابت نظرات 1 ادامه مطلب

دیروز عاشق شدم::.:::.::مربوط به قسمت: عاشقانه

 

دیروز عاشق شدم

گفت بگو چکارکنم تا برای یک بار عاشق شوم و عاشق بمانم

گفتم وقتی عاشق شدی به کس دیگر نگاه مکن تا عاشق دیگری نشوی

روز بعد که دیدمش دیگر نگاهم نمی کرد

علت را که پرسیدم گفت

دیروز عاشق شدم

 

نوشته شده توسط: مانی تنها در یکشنبه، 16 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

لينک ثابت (نظر بدهید.)

به ياد داشته باشيد که ...::.:::.::مربوط به قسمت: داستانک عاشقانه

 به ياد داشته باشيد که ...

 

 به ياد داشته باشيد که ...

 

داستان درباره يك كوهنورد است كه مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز كرد ولي از آنجا كه افتخار اين كار را فقط براي خود مي خواست، تصميم گرفت تنها از كوه بالا برود.

او سفرش را زماني آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاريكي ميرفت ولي قهرمان ما به جاي آنكه چادر بزند و شب را زير چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملاٌ تاريك شد.

به جز تاريكي هيچ چيز ديده نميشد سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نميتوانست چيزي ببيند حتي ماه وستاره ها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند .پ كوهنورد همانطور كه داشت بالا ميرفت، در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود، ناگهان پايش ليز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد..

سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامي خاطرات خوب و بد زندگياش را به ياد ميآورد. داشت فكر ميكرد چقدر به مرگ نزديك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش حلقه خورده و وسط زمين و هوا مانده است.

حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود. در آن لحظات سنگين سكوت، چارهاي نداشت جز اينكه فرياد بزند:

“خدايا كمكم كن”. ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه ميخواهي ؟ - نجاتم بده.

- واقعاٌ فكر ميكني ميتوانم نجاتت دهم.

- البته تو تنها كسي هستي كه ميتواني مرا نجات دهي.

- پس آن طناب دور كمرت را ببر

براي يك لحظه سكوت عميقي همه جا را فرا گرفت و مرد تصميم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نكند.

روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده يك كوهنورد را پيدا كردند كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود در حاليكه تنها يك متر با زمين فاصله داشت!!

و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگي خود چسبيده ايد؟ آيا تا به حال شده كه طناب را رها كرده باشيد؟

هيچگاه به پيامهايي كه از جانب خدا برايتان فرستاده ميشود شك نكنيد.

هيچگاه نگوييد كه خداوند فراموشتان كرده يا رهايتان كرده است.

هيچگاه تصور نكنيد كه او از شما مراقبت نميكند و به ياد داشته باشيد خدا همواره مراقب شماست.

 

نوشته شده توسط: مانی تنها در یکشنبه، 16 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

لينک ثابت (نظر بدهید.)

مترسک::.:::.::مربوط به قسمت: داستانک عاشقانه

مترسک

 

مترسک

 

یک بار به مترسکی گفتم "از ایستان در این دشت خلوت خسته نشده ای؟" گفت: "لذت ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمی شوم".

دمی اندیشیدم و گفتم: "درست است؛ چون که من هم مزه این لذت را چشیده ام."

او گفت:" فقط کسانی که تن شان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند."

آنگاه من از پیش او رفتم، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من.

یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد.

هنگامی که باز از کنار او می گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می سازند.

نوشته شده توسط: مانی تنها در یکشنبه، 16 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

لينک ثابت (نظر بدهید.)

مترسک و کلاغ::.:::.::مربوط به قسمت: داستانک عاشقانه

مترسک و کلاغ

 

مترسک و کلاغ

 

توی یک دشت بزرگ ، مترسکی خانه داشت . کارش این بود که مواظب محصول ها باشد تا یک وقت پرنده ها غارتشان نکنند . تو یکی از همین روزها، یک دفعه چشمش به کلاغی افتاد که گوشه حصار نشسته بود و داشت نگاهش می کرد . اخمی کرد و به خودش تکانی داد که بترسد و برود ولی کلاغ هنوز نشسته بود و نگاهش می کرد ! توی نگاهش یک چیزی بود که مترسک نمی فهمید ؛ تو دلش آشوب شد ! نمی توانست بفهمد کلاغه چی می خواهد ؟ شاید کمی گندم ، ولی ... روزهای بعد باز هم کلاغ همانجا می نشست و به مترسک نگاه می کرد . حالا دیگر دیدن کلاغ برای مترسک هم مهم بود ! یک احساسی داشت ؛ یک احساس خاص که نمی فهمید چیه ؟! به خودش گفت : « مگه میشه اون ... !! » یک روز به خودش جرات داد و صداش را بلند کرد و گفت : « آهای ... با توام ... می خوام باهات حرف بزنم ... ! » کلاغ خندید ؛ پر کشید و آمد روی شانه های مترسک نشست ؛ هنوز مترسک چیزی نپرسیده بود که کلاغ شروع کرد به حرف زدن ! از خودش گفت ؛ از اینکه تنهاست ؛ از اینکه عاشق مترسکه و با دیدنه اونه که زنده ست ! مترسک بیچاره چیزی نمانده بود پس بیفته ! باورش نمی شد بلاخره یکی پیدا شده که او را دوست داشته باشه و ازش نترسه ! عشق را حس می کرد و این برایش لذت بخش بود . کلاغ هر روز روی شانه های مترسک می نشست و برایش حرف می زد طوری که مترسک حتی نمی فهمید کی شب می شود ؟ یک روز صدای تراکتور مزرعه دار را شنیدند ... کلاغ ترسید و پر زد و رفت بالا ... مترسک که تازه به خودش آمده بود نگاهی به دور و اطرافش کرد تا وقتی مزرعه دار می آید همه چیز مرتب باشد که یک دفعه از تعجب خشکش زد ..........!!! اینجا مزرعه ماست ؟ این همان مزرعه پرباری است که من مترسکش بودم ؟؟؟ باورش نمی شد ؛ از آن همه محصول حالا هیچی نمانده بود ... مرد مزرعه دار از راه رسید و به زمین خالی نگاه کرد ... او هم باورش نمی شد ! نگاهش به آسمان افتاد و کلاغ را دید که پرواز می کند .... به مترسک نگاه کرد که سرش را از خجالت پایین انداخته بود ... لبخند تلخی زد و گفت : « اون حواست رو پرت می کرده تا کلاغ های دیگه همه محصول ها رو ببرند ؛ دیدی .... دیدی گول خوردی ؟؟؟؟ » حالا سالهاست که مترسک بیچاره گوشه انبار افتاده و هر روز از صبح تا شب از لابه لای دیواره انبار به آسمان چشم می دوزد تا شاید یک بار دیگر آن کلاغ را ببنید و ...

 

نوشته شده توسط: مانی تنها در یکشنبه، 16 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

لينک ثابت (نظر بدهید.)

نصب قالب جديد::.:::.::مربوط به قسمت: مطالب روزانه

 سلام به دوستان گلم.ممنون که تو این مدت با خط من تماس می گرفتید می خواستید که وبلاگ رو بروز کنم.اول از همه قالب وبلاگ رو عوض کردم. این قالب رو تازه طراحی کردم چون تعدادی از دوستان گفته بودن قالب قبلی در مرورگر opera بهم می ریخت نظرتون رو تو همین پست در مورد قالب جدید برام بنویسید.منتظر مطالب جدید باشید

نوشته شده توسط: مانی تنها در یکشنبه، 16 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

لينک ثابت (نظر بدهید.)

ماه محرم::.:::.::مربوط به قسمت: مطالب روزانه

 ماه محرم

محرم

 

محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.

شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.

 

محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.

حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:

 

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

 

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

 

عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

 

منابع:

هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 53؛ مفاتیح الجنان، ص 521

 

نوشته شده توسط: مانی تنها در چهارشنبه، 25 آذر هزار و سیصد و هشتاد و هشت

لينک ثابت نظرات 1

دیگر صفحات

1 2 3 4 5 6 »


درباره من


سلام دوست عزیز من مانی تنها، متولد 67.11.22 ساکن رشت،دانشجوی رشته الکترونیک دانشگاه آزاد واحد لاهیجان هستم اگه مایل به ارتباط با من هستی میتوانی با شماره 09373369011 با من در تماس باشي
 
نویسنده

  (293) مانی تنها

وضعيت در ياهو


پيوندهاي روزانه
آهنگهای جدید+کليپهای خفن+۱۸
تمپها
آرشیو پیوندهای روزانه
 
نظرسنجی

شما پسر هستيد يا دختر؟
پسر
دختر
پسر و تو را دوست دارم
دختر و تو را دوست دارم
 
تالار گفتمان

 
پشتيبان


 

 
Powered By iranblog.com Copyright © 2010 by ManyTanha
This Themplate  By ManyTanha.Com